انجمن علمی مدیریت صنعتی دانشگاه بین المللی قزوین
خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت .(شریعتی)
دوشنبه 7 فروردین 1391 ::مدیر نویسنده : hater
نویسنده : خالقی، محمد
سال انتشار : 1390

چكیده

در بازار صنعتی عواملی چون كیفیت، شهرت و اعتبار تولید كننده، خدمات بعد از فروش، انعطاف پذیری، كاربریهای محصول، تحویل به موقع، كمكهای فنی و رسیدگی به شكایتهای مشتریان تاثیر زیادی بر تصمیم خرید مصرف كنندگان صنعتی می‌گذارد. استراتژی قیمت‌گذاری محصولات مبحث جدیدی در مدیریت است كه توجه خاص مدیران شركتها را به خود جلب می‌كند. هدف اصلی این مقاله آن است كه استراتژی قیمت‌گذاری محصولات را از ابعاد و جنبه‌های مختلف بررسی و پیشنهادها و رهنمودهای مشخصی برای تعیین و تغییر قیمتها ارائه نماید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
دوشنبه 7 فروردین 1391 ::مدیر نویسنده : hater

ژاپنی ها:

اگر یك نفر می تواند كاری را انجام دهد، تو هم می توانی آن را انجام دهی.

اگر هیچ كس نمی تواند كاری را انجام دهد، تو باید آن را انجام دهی.

ایرانی ها:

اگر كسی می تواند كاری را انجام دهد، اجازه بده آن را انجام دهد.

اگر كسی نمی تواند كاری را انجام دهد، چرا ما وقتمان را برای آن تلف كنیم؟!





نوع مطلب : طنز مدیریتی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 23 آذر 1390 ::مدیر نویسنده : hater
عنوان مقاله مدلهای شاخص رضایتمندی مشتری
نویسنده مسعود رضائی
زبان فارسی
سال انتشار 1383
نشریه كنفرانس زنجیره تامین
چكیده

در دنیای امروز اندازه گیری رضایتمندی مشتریان اهمیت زیادی پیدا كرده است.رضایتمندی مشتری یك احساس است و برای بهبود آن باید آنرا به یك شاخص كمی تبدیل نمود.مدلهای شاخص رضایتمندی مشتری راهكاری برای این فرایند تبدیل است.جمع آوری داده ها برای این فرایند نیز توسط پرسشنامه و با تكنیكهای مختلفی انجام می شود.

برای اندازه گیری رضایتمندی مشتری،ابتدا ماتریس محصول/خدمت - مشتری تشكیل می گردد. سپس با تعیین اهداف تكنیك مورد نظر جهت تكمیل پرسشنامه ها انتخاب، و با تحلیل داده ها رضایتمندی و عوامل متقدم و متؤخر آن و ضریب تاثیر آنها محاسبه می شود.

شركتهایی در دنیای امروز می توانند به بقا و سود آوری خود امیدوار باشند كه با اتخاذ یك شیوه كارا و مداوم رضایت مشتریان خود را اندازه گیری نموده و با شناخت عوامل تاثیرگذار بر آن در جهت بهبود آن تلاش نمایند.

متن کامل مقاله در ادامه مطلب...

 

به نقل از راهکار مدیریت



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
یکشنبه 24 مهر 1390 ::مدیر نویسنده : hater

شما چیزهایی را می بینید و می پرسید چرا؟

اما من در رویایم چیزهایی را تصور می كنم كه هیچگاه وجود خارجی نداشته اند و می پرسم، چرا كه نه؟

جرج برنارد شاو

به نقل از راهکار مدیریت





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :

عنوان مقاله مدیریت عملكرد و تاثیر آن بر افزایش بهره وری نیروی انسانی
نویسنده سیدی، سید مسعود ؛ اكبری، علیرضا
زبان فارسی
سال انتشار 1388
نشریه دو ماهنامه یادمان
ناشر شركت یادمان سازه
محل نشر تهران
شماره نشریه 53
صفحه صفحه 58
چكیده

هدف از تاسیس هر موسسه، سازمان یا شركت تجاری، كسب سود و تداوم حیات آن می باشد. برای نیل به این هدف سازمانها سعی می كنند تا با افزایش بهره وری عوامل تولید، هزینه های خود را كاهش داده و بر سود خود بیافزایند. یكی از مهمترین عوامل تولید در هر سازمانی نیروی انسانی آن می باشد. بهره وری در ساده ترین شكل آن بعنوان نسبت ستانده ها به داده ها یا بازدهی در نظر گرفته می شود. بهره وری نیروی كار از تقسیم ارزش افزوده بر متوسط تعداد شاغلین حاصل می شود. این شاخص نشان می دهد كه به طور متوسط هر نفر نیروی انسانی شاغل چه میزان ارزش افزوده ایجاد كرده است.

مدیریت عملكرد رویكردی است كه با دادن آموزشهای لازم به نیروی كار و همچنین برقراری یك نظام منصفانه در ارزیابی عملكرد كاركنان و نیز برقراری نظامهای حقوق و مزایا و پاداشهای مبتنی بر عملكرد، سعی در ایجاد همدلی بین كاركنان و سرپرستان دارد تا از این طریق اهداف كاركنان را با اهداف سازمان همسو نموده و بر بهره وری نیروی انسانی بیافزاید.

این مقاله سعی در توضیح مفاهیم مدیریت عملكرد و بهره وری و نیز رابطه بین این دو مفهوم دارد و می كوشد تا با ذكر اصول و فرایند اجرای آنها، یك چارچوب عملی برای اجرای مدیریت عملكرد توام با افزایش بهره وری در سازمانها را ارائه نماید.



متن کامل مقاله


نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
شنبه 8 مرداد 1390 ::مدیر نویسنده : hater

گاهی شاد بودن در محیط کار سخت به نظر می‌رسد. سختی کار معمولاً به دلیل ناهماهنگی با همکاران، نارضایتی شغلی و یا حتی وجود خصوصیات منفی در خود فرد است.
حقیقت این است که پیدا کردن شادی و یا حداقل رضایت در محیط کار، چندان هم سخت نیست و تنها کافی است که مواردی چند مورد توجه قرار بگیرد.

برای خواندن این موارد به ادامه مطلب بروید...

به نقل از راهکار مدیریت



ادامه مطلب


نوع مطلب : بیشتر بدانید...، 
برچسب ها :

عنوان مقاله بررسی اجمالی تجارب و اندیشه های مدیریتی در آثار سعدی

 

نویسنده

رنجبر كلهرودی، عباس

 

زبان

فارسی

 

سال انتشار

اردیبهشت 1390

 

نشریه

روزنامه اطلاعات

 

ناشر

روزنامه اطلاعات

 

محل نشر

تهران

 

شماره نشریه

شماره 25012

 

دوره نشریه

سال 1390

چکیده

 

در این مقاله ضمن بیان تاریخ اندیشه مدیریت در ایران، تجارب و اندیشه های مدیریتی سعدی با استفاده از آثار او تببین و تشریح شده است.

 

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید

به نقل از راهکار مدیریت



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 ::مدیر نویسنده : hater
امروزه جدا خوشبخت شدن شدن واسه آدما  یه رویا بیشتر نیست البته واسه اونایی که چشماشون بازه و میبینن، .واسه اونایی که دردها رو درک میکنن. چقدر قشنگ میگه شریعتی (برای خوش بخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن).اما آیا منظور شریعتی اون خوشبختی بوده که ما دنبالشیم...؟! جدا کسایی که هیچی از دنیا نمیفهمن خوشبختن؟! اونایی که عشق رو نمیفهمن،اونایی که حق رو درک نکردن،اونایی که مبارزه نکردن... اونایی که زندگی نکردن.



نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 ::مدیر نویسنده : hater

هرگاه کسی برای دفاع از حقش برخاست تو هم با او برخیز، اگر بنشینی حق را تنها رها کرده ای نه برخاسته را.


آبراهام لینکلن





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 ::مدیر نویسنده : hater

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا كریمخان را ملاقات كند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال كشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد كه مرد را به حضورش ببرند.

مرد به حضور خان زند می رسد و كریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و فریاد می كنی؟»

مرد با درشتی می گوید: «دزد همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!»

خان می پرسد: «وقتی اموالت به سرقت می رفت تو كجا بودی؟»

مرد می گوید: «من خوابیده بودم!»

خان می گوید: «خوب چرا خوابیدی كه مالت را ببرند؟»

مرد می گوید: «من خوابیده بودم، چون فكر می كردم تو بیداری!»

خان بزرگ زند لحظه ای سكوت می كند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر می گوید: «این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.»

 

به نقل از راهکار مدیریت





نوع مطلب : حکایت ها، 
برچسب ها :
چهارشنبه 31 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

آبراهام لینکلن واقعا از بزرگترین مردهایی بوده که دنیا به خودش دیده.قبلا هم جملاتی رو  از اون واستون گذاشته بودم حالا هم زندگینامه اونو واستون میزارم که بیشتر با اون آشنا شین. زندگی اون برای هر مدیری میتونه یه درس حسابی باشه.امیدوارم که بخونین و استفاده کنین.




خواندن زندگینامه


نوع مطلب : زندگینامه ها و تاریخچه ها، 
برچسب ها :
دوشنبه 22 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : Mohsen R
یادمان باشد که :
او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که : هر روز
باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست
آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت
همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به
کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آنها که
دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف های
کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که : فرار؛ راه
به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم
شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را
توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای
انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که : لزومی
ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که : محبتی که
به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که : برای دیدن
باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است
تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که : دلخوشی ها
هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که : تا وقتی
اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که : هوشیاری
یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که : آرامش
جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که : من تنها
نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که : برای پاسخ
دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که : در خسته
ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که : لازم است
گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : سهم هیچکس
را هیچ کجا نگذاشته اند، هر کسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که : آن هنگام
که از دست دادن عادت می شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که : پیش ترها
چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که : آنچه
امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که : نیازمند
کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که : من از این
به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که : هرگر به
تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که : غیر قابل
تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که : گاهی
مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که : خوبی آنچه
که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که : با یک
نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.

یادمان باشد که : بجز خاطره
ای هیچ نمی ماند.

یادمان باشد که : وظیفه ی
من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که : منتظر ِ
تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که : کار رهگذر
عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که : در هر
یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که : همیشه چند
قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که : امید،
خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که : به جستجوى
راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که : هوشیاری
یعنی زیستن با لحظه ها.





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
شنبه 20 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

او باید بداند که همه مردم عادل وهمه آنها صادق نیستند . اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسانهای صدیق هم وجود دارند . به او بگویید در ازای هر سیاست‌مدار خودخواه ، رهبر با همتی هم وجود دارد . به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .میدانم که وقت می‌گیرد . اما بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار بدست آورد ،بهتر از آن است که جایی در زمین پنج دلار پیدا کند . به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد . اورا از غبطه خوردن برحذر بدارید . به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید . اگر می‌توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید .به اوبگویید تعمق کند ،به پرندگان در حال پرواز دردل آسمان ، به گلهای درون باغچه ،به زنبورهای که در هوا پرواز میکنند ، دقیق شود .

به فرزندم بیاموزید که درمدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد . به اویاد دهید ،که با ملایم ها ملایم و با گردن کشها ،گردن کش باشد .به عقایدش ایمان داشته باشد . حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند {و او را مسخره کنند } . به او یاد دهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند .

ارزشهای زندگی را به فرزندم آموزش دهید . به او یاد دهید ،که در اوج اندوه تبسم کند . به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد .به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند . اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است .

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .

در کار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید .اما از او یک ناز پرورده نسازید ، بگذارید شجاع باشد . به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زیادی است ، اما ببینید که می‌توانید چه کار کنید





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
دوشنبه 15 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

در اوزاكا، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود كه می‌پخت. مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد. مهم نبود كه مشتری چقدر ثروتمند است.

یك روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیك پیش‌خوان آمد. قبل از آن كه مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به كناری كشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوشامد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یك تكه شیرینی بیابد.

صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی كه او فروشگاه را ترك می‌كرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌كرد.

وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت كنند و پرسیدند كه در حالی كه برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید.

صاحب مغازه در پاسخ گفت: «مرد فقیر همه‌ی پولی را كه داشت برای یك تكه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد. این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر كه برای مرد فقیر، خوب و باارزش است.

منبع : باترا، پرومودا. 1387. رمز و راز زندگی بهتر. چاپ نخست؛ تهران: انتشارات بهزاد.
 
به نقل از راهکار مدیریت




نوع مطلب : حکایت ها، 
برچسب ها :
چهارشنبه 10 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater
دوستان فکر کنم که همتون یعنی بیشترتون با Mc Donald's یا بهتره که بگیم امپراطوری Mc Donald's آشنا هستین.
اینجا واستون یه تاریخچه میزارم که بیشتر آشنا بشین.
واسه خوندن این مطلب برین توی ادامه مطلب.


ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه ها و تاریخچه ها، 
برچسب ها :
چگونه یک سوپر اِستار بازاریابی شبک های بشوید؟

کتاب حاضر، باید در میان کتابهای آموزشی هر فروشند ه ی مستقیمی باشد. این کتاب مملو است 

از استراتژی های مطمئن و امتحان شده که یک پایه ی قوی و استوار برای موفقیت خواهد ساخت.

ایده های فراوانی در سراسر کتاب می خوانید که ابزار شما برای رسیدن به بالاترین رتبه ی طرح

شرکتتان باشید، 

این کتاب به صورت گام به گام و با روشی ساده، افراد تازه وارد و قدیمی را به سوی ابَر ستاره »

بودن راهنمایی می کند. قسمت عملی پایان هر فصل، گام عملی عالی ای است که ذهن شما را

برانگیخته و به عمل وا می دارد.

این کتاب، مقدمه ای است عالی و مروری کامل بر صنعت فروش مستقیم و همچنین روش واضح

و روشنی برای موفقیت در فروش مستقیم دارد. مری کریسْتِْنسِن یک راهنمای کامل نوشته است که به

درد هر نوع فروش مستقیم سالم و هر محصولی م یخورد. او گامهای موفقیت را از مرحله فکر به

عمل به رشته تحریر درآورده است. به اعتقاد من هرکسی که از فرمول او تبعیت کند، نتایج

 حیرت آوری را تجربه خواهد کرد.

لینک دانلود

به نقل از وبلاگ صدر





نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
جمعه 5 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

یك امروز ارزش دو فردا را دارد.

(بن فرانکلین)





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
جمعه 5 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

مردی در كنار جاده، دكه ای درست كرده بود و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می كرد و مردم هم می خریدند.

كارش بالا گرفت بنابراین كارش را وسعت بخشید به طوری كه وقتی پسرش از مدرسه بر می گشت به او كمك می كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی كشور به همین منوال ادامه پیدا كند كار همه خراب خواهد شد و شاید یك كسادی عمومی به وجود آید. باید خودت را برای این كسادی آماده كنی.»

پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند، پس حتماً آنچه می گوید صحیح است. بنابراین كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش می داد و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در كنار دكه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی كرد. فروش او ناگهان شدیداً كاهش یافت.

او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادی عمومی شروع شده است.»

 

آنتونی رابینز یك جمله بسیار خوب در این باره دارد كه جالب است بدانید: «اندیشه های خود را شكل بخشید وگرنه دیگران اندیشه های شما را شكل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می كنند.»

در واقع آن پدر داشت بهترین راه برای كاسبی را انجام می داد اما به خاطر افكار پسرش، تصمیمش را عوض كرد و افكار پسر آنقدر روی او تأثیر گذاشت كه فراموش كرد كه خودش دارد باعث ورشكستگی اش می شود و تلقین بحران مالی كشور، باعث شد كه زندگی او عوض شود.

قبل از اینكه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرند كه بعد ما را پشیمان كند، كمی فكر كنیم و راه درست را انتخاب كنیم و با انتخاب یك هدف درست از زندگی لذت ببریم، چون زندگی مال ماست.





نوع مطلب : حکایت ها، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

توی کلاس حسابداری راجع به برات کارت بحث شد.منم اینجا یه توضیح خوب گذاشتم.

الف-تعریف برات کارت تضمینی :
کارتی  الکترونیکی است که به موجب آن بانک ضمانت پرداخت دین اشخاص ( اعم از حقیقی و حقوقی ) که صرفاً در رابطه با انجام بیع فی مابین فروشندگان و خریداران کالا/ خدمات ایجاد شده است را تا مبلغ مندرج در کارت مذکور ، در سررسید و پس از آن بر عهده می‌گیرد . به عبارتی دیگر برات کارت تضمینی ، سندی است الکترونیکی که متضمن تعهد غیرقابل برگشت بانک ( بعنوان ضامن ) برای پرداخت مبلغی معین در سررسید و پس از آن ، می‌باشد .

ب- اجزاء برات کارت تضمینی :

  • متعهد :خریدار کالا یا خدمات مشتریان / مشتری واجد شرایط بانک
  • ذینفع: فروشندگان کالا یا خدمات / دارنده برات کارت تضمینی
  • ضامن: بانک ... ایران
  • مبلغ: برات کارتهای تضمینی با مبالغ 50 ، 100 ، 200 و 500 میلیون ریالی صادر شده باشد و سایر مبالغ طبق درخواست مشتری قابل بررسی و ارائه خواهد بود .
  • مدت: به صورت ماهانه ، حداقل یک ماه و حداکثر 1 سال.
  • واجدین شرایط دریافت برات کارت تضمینی ، کلیه مشتریان اعتباری بانک اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی واجد شرایط.
  • برات کارت تضمینی درکلیه بخشهای اقتصادی به استثناء خرید و فروش مسکن کاربرد دارد .

ج-اهداف بانک از ارائه محصول " برات کارت تضمینی " :

  • تحرک شرایط تقاضای داخلی در راستای افزایش تولید
  • کمک به بهبود فضای کسب و کار در حالت رکود اقتصادی
  • مدیریت یکپارچه زنجیره تامین مالی
  • جایگزینی اسناد تجاری الکترونیکی به جای پول واسکناس
  • توسعه ابزارهی الکترونیکی در مبادلات تجاری
  • مزیت سازی برای محصولات نوین بانکی در جامعه

د- ویژگیها و منفعت برات کارت تضمینی:

  • سهولت در انتقال به غیر
  • سهولت در دریافت وجه آن
  • حذف زمان و مکان در استفاده از آن
  • جایگزین مناسب برای پول
  • ابزار الکترونیکی با اعتبار در معاملات
  • قابل پذیرش در تمام بنگاههای اقتصادی کوچک و بزرگ
  • داشتن امنیت بالا در معاملات
  • قابلیت رهگیری و مانده گیری
  • قابلیت استفاده مجازی و حضوری
  • مدیریت در وجوه در گردش بنگاهها از طریق سیستم های مجازی
  •  عدم نیاز به حمل پول و کاهش ریسک ناشی از آن
  • تعیین مبلغ تعهد مشتری در هر زمان
  • افزایش دقت و سرعت  در انجام معاملات




نوع مطلب : بیشتر بدانید...، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

محققان تعدادی موش های صحرایی كه بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا كنند را آماده كردند و قبل از اینكه آنها را در آب بیاندازند با كلك این باور غلط را در موش ها به وجود آوردند كه آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس از چند دقیقه بعد از شنا كردن غرق شدند. نه برای اینكه نمی توانستند شنا كنند، بلكه چون فكر می كردند گیر كرده اند، ناامید شده و دست از شنا كردن برداشتند و غرق شدند.

وقتی همه چیز به آن طور كه می خواهیم پیش می رود ما هم با حداكثر توان مان تلاش می كنیم. اما بعد از اینكه سر و كله مشكلات بزرگ و كوچك پیدا می شود ناامید شده و دست از تلاش كردن بر می داریم، با وجود اینكه توان انجام آن را داریم.





نوع مطلب : حکایت ها، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

در مهد كودك های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

در مهد كودكهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر.

با این بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش میدیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه.

با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن.





نوع مطلب : بیشتر بدانید...، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود. راهكار دیگری جستجو كنید و اگر نیافتید همان در را بشكنید. (ارد بزرگ)

 

به نقل از راهکار مدیریت





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
دوشنبه 1 فروردین 1390 ::مدیر نویسنده : hater

سال نو مبارک....

سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم.

دوستتون دارم.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
چهارشنبه 4 اسفند 1389 ::مدیر نویسنده : hater
درد من تنهایی نیست،بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت،بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب،این نادانی را حکمت خداوند می نامند.



نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
یکشنبه 1 اسفند 1389 ::مدیر نویسنده : hater
عنوان شخص: هنری فورد (Henry Ford)
عمر: 1947-1863
لقب: پدر صنعت آمریكا در قرن بیستم

 

هنری فورد، این صنعتگر مشهور آمریكایی بیش از هر فرد دیگری برای ارائه روش‌های تولید انبوه صنعت نوین نقش داشته‌ است. با به كارگیری چنین روش‌هایی استاندارد زندگی را ابتدا در میان مردم كشور خود و درنهایت در تمام كشورهای جهان به طور وسیع افزایش داد.

فورد كه در «دیربورن» میشیگان متولد شده بود هیچ‌گاه به دبیرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصیلات دبستانی به عنوان شاگرد ماشین كار در دیترویت به كار پرداخت. سپس تعمیر كار و سرانجام استادكار شد. هنگامی كه در سال 1885 كارل بنز و گوتلیب دایملر، هر كدام مستقل از دیگری، اتومبیل خود را اختراع كرده و روانه بازار كردند فورد جوانی بیست و دو ساله بود.

«كالسکه بدون اسب» خیلی زود توجه فورد جوان را به خود جلب كرد. در سال 1896 اولین اتومبیلی را كه خود طراحی كرده بود، ساخت اما علی رغم استعدادی كه داشت اولین و دومین اقدام او در كسب و كار با شكست مواجه گردید. اگر فورد در چهل سالگی مرده بود اكنون از او تنها به عنوان مردی شكست خورده یاد می‌شد.

اما فورد به آسانی دلسرد نشد. در سال 1903 بار دیگر تلاش كرد و در نتیجه این سومین اقدام، تشكیل كمپانی فورد، بود كه به ثروت، شهرت و اهمیتی پایدار دست یافت. موفقیت سریع كمپانی فورد عمدتاً مرهون این برداشت اصلی و اساسی فورد بود كه او آن را در یكی از آگهی‌های اولیه كمپانی خود چنین بیان می‌كند: «ساخت و فروش اتومبیلی كه به ویژه برای استفاده روزمره شغلی، حرفه‌ای و خانوادگی طراحی شده است... ماشینی كه به خاطر فشردگی و جمع و جور بودن به طور یكسان از سوی مردان، زنان و كودكان مورد پسند و تحسین قرار گیرد. سادگی، ایمنی، آسایش همه جانبه و بالاتر از همه بهای فوق‌العاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفری قرار می‌دهد كه هیچ‌گاه نمی‌توانستند در مورد پرداخت قیمت‌های افسانه‌ای كه برای اغلب ماشین‌ها خواسته می‌شود، حتی فكر كنند.»

فورد با مدل‌های اولیه خود، گرچه كاملاً مناسب بودند، نتوانست به آن اهداف بلند دست یابد. اما مدل مشهور T كه در سال 1908 روانه بازار شد به خوبی آن نظریات را تأمین كرد. بدون تردید آن مدل نام‌آورترین اتومبیلی بود كه تا آن هنگام تولید شده بود و در نهایت بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروخته شد.
مدت‌ها قبل از آن فورد دریافته بود در صورتی كه هزینه‌های تولید را كاهش دهد می‌تواند محصولاتش را با قیمت پایین‌تری بفروشد. برای وصول به این هدف مجموعه‌ای از روش‌های بسیار مؤثر تولید را در كارخانه‌های خود پیاده كرد. این روش‌ها عبارت بودند از:

  1. قطعات كاملاً قابل تعویض
  2. حد اعلای تقسیم كار
  3. خط سوار كردن قطعات

تمام اینها به منظور افزایش كارایی كارگران صنعتی طراحی شده بود. فورد معتقد بود نباید وقت كارگر با مجبور كردن او برای رفتن به دنبال مواد و ابزار مورد نیاز، و یا حتی برداشتن آنها از روی زمین، تلف شود. به جای آن فورد ترتیبی اتخاذ كرد تا با استفاده از نوار نقاله، سر سره و نقاله‌های متحرك بالای سركار را نزد كارگر بیاورد. مواد و ابزار در سطح وسیعی توزیع می‌شد و كارگر می‌توانست وظیفه خود را بسیار سریع‌تر انجام دهد. او بر این باور بود كه در تلاش دائم برای یافتن تكنیك‌های برتر و كاراتر باید روش‌های تولید به دقت تحلیل گردد. كارهای پیچیده و مركب را باید به كارهای ساده تجزیه نمود. به این ترتیب انجام آن حتی از كارگر غیرماهر، كه ممكن است كم‌هوش، بی‌سواد و یا حتی معلول باشد، بدون نیاز به گذراندن دوره‌های طولانی كارآموزی برمی‌آید.

هیچ یك از این نظریات در اصل متعلق به فورد نبود. «الی ویتنی» بیش از یك قرن قبل از قطعات قابل تعویض استفاده كرده بود. «فردریك وینسلو تیلور» كارشناس معروف بهره‌وری تمام این نظریات را در نوشته‌های خود آورده بود و چند كارخانه كوچك‌تر مدتها بود كه از خط سوار كردن قطعات استفاده می‌كردند. اما فورد اولین تولیدكننده بزرگ بود كه این نظریات را یكجا و با تمام وجود به كار گرفت.

نتایج كار واقعاً خیره‌كننده بود: در سال 1908 ارزان‌ترین مدل‌ T به بهای 825 دلار فروخته شد تا سال 1913 قیمت آن تا 500 دلار پایین آمد و در 1916 به 360 دلار تنزل كرد و بالاخره در سال 1926 قیمت خرده‌فروشی آن به 290 دلار رسید. همچنان كه قیمت پایین می‌آمد میزان فروش بالا رفت. ایالات متحده به كشور مردم «سوار بر چرخ» بدل شد و فورد ثروتمندترین فرد بخش خصوصی جهان گردید.

همچنان كه كارگران فورد بیشتر تولید می‌كردند او نیز قادر شد دستمزد بالاتری به آنها بپردازد. در سال 1914 او حداقل دستمزد روزانه را در كارخانه‌هایش تا پنج دلار بالا برد و با این كار دنیای صنعت را شگفت زده كرد. این مبلغ برای آن زمان بسیار زیاد و تقریباً دو برابر متوسط دستمزدی بود كه پیش از این در همین كارخانه‌ها پرداخت می‌شد. از سطح بالای دستمزدی كه فورد معمول كرد به ناچار در سراسر كشور تبعیت شد و در نتیجه كارگران كارخانه‌ها از فقر و تنگدستی بیرون آمده و به طبقه متوسط راه یافتند.

اما ابداعات فورد اثر مبسوط‌تری نیز داشت. او در مورد روش‌های تولید انبوه خود پنهان‌كاری نمی‌كرد. برعكس بسیار مشتاق بود كه آنها را به اطلاع همگان برساند. سایر تولیدكنندگان با مشاهده موفقیت فورد روشهای تولید او را تقلید كردند. نتیجه این كار افزایش چشمگیر تولید در سراسر كشور و در نهایت در تمام جهان بود.





نوع مطلب : زندگینامه ها و تاریخچه ها، 
برچسب ها :
شنبه 23 بهمن 1389 ::مدیر نویسنده : hater

اینجا سه شماره از مجله OMEGA واستون میزارم.مرتبط با مدیریته،منم خودم اینو تو وبلاگ بچه های مدیریت دیدم.یه سر بزنین،به درد میخوره.

 

 

Volume 39, Issue 1, Pages 1-118 January 2011

Volume 39, Issue 2, Pages 119-226  April 2011

Volume 39, Issue 3, Pages 227-372 June 2011

به نقل از وبلاگ صدر





نوع مطلب : کتب و نشریات، 
برچسب ها :
شنبه 23 بهمن 1389 ::مدیر نویسنده : hater

زمستان بسیار سختی بود. آن قدر سرد بود كه برخی از حیوانات جنگل یخ زده بودند. برخی حیوانات كه گروهی زندگی می كردند دور هم جمع شده بودند زیرا با این روش می توانستند بهتر خود را گرم كنند و خود را از مرگ حتمی نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از این روش استفاده كنند اما با خارهایشان یكدیگر را زخمی می كردند. باید تصمیم می گرفتند؛ یا خارهای دوستان را تحمل كنند یا از سرما یخ بزنند.

خارپشت ها آموختند كه زخم های كوچك ناشی از همزیستی را بپذیرند چون گرمای وجود دوستانشان مهمتر بود و این چنین بود كه توانستند زنده بمانند.

 

به نقل از راهکار مدیریت





نوع مطلب : حکایت ها، 
برچسب ها :
شنبه 23 بهمن 1389 ::مدیر نویسنده : hater

چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد: كار ‌نكردن، كم كار‌كردن، بد كار‌كردن و كار بیهوده‌ كردن.

(آبه دولاروش)

 

به نقل از راهکار مدیریت





نوع مطلب : جملات بزرگان، 
برچسب ها :
یکشنبه 17 بهمن 1389 ::مدیر نویسنده : hater

کارگاه آموزشی مدیریت زمان 

 دوستانمحترم واقفند که کار اداری صرفاً وسیله ای برای تأمین زندگی فعلی و آتی در حد بخور و نمیر است و حقوق مختصری که دریافت میکنند حق مسلم آنان بوده، آب باریکه حقوقشان وظیفه ای را متوجهشان نمیکند. با اینحال، هشت ساعت حضور فیزیکی در محل کار را نمیشود ندیده گرفت و در این وضعیت باید به فکر راهکارهایی بود تا از این زمان به نحو احسن استفاده نموده، تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرداین کارگاه قصد دارد راهکارهای لازم برای استفاده بهینه از وقت اداری را آموزش دهد (صدور گواهینامه تضمینی است و آزمون نهائی فرمالیته است!(.

ورود و خروج:

معمولاً یک ربع فرجه برای ورود و خروج در نظر گرفته میشود. موقع ورود 15 دقیقه دیر و موقع خروج 15 دقیقه زودتر کارت بزنید. به این ترتیب نیم ساعت در زمان صرفه جویی کرده اید. بعلاوه، در محل کارت زنی در موقع ورود و خروج میتوانید 15 دقیقه (یعنی جمعاً نیم ساعت) با همکاران خوش و بش کنید. با این راهکار ساده شما عملاً 8 ساعت کار اداری را به 7 ساعت تقلیل داده اید.

صبحانه اداری:

زندگی ماشینی و خستگی اجازه نمیدهد شما مثل ایام قدیم در کنار همسر و فرزندانتان با خیال آسوده صبحانه بخورید. به نوبت یکی از همکاران مسئولیت داشته باشد سر راهش چند عدد نان بربری خریداری کند و حوالی ساعت هشت و نیم صبح دور هم جمع شوید و به صرف صبحانه بپردازید. هر قدر هم که عجله داشته باشید بالاخره نیم ساعتی طول میکشد تا کارتان تمام شود. خب شما تنها 6 ساعت و نیم وقت دارید.

دستشویی:

کسی نمیتواند مانع شما برای رفتن به دستشویی شود. این حقی است که حتی زندانیان سیاسی هم از آن برخوردارند (منتها با محدودیت دفعات).حداقل روزی دو بار از دستشوئی اداره استفاده کنید. مدت زمان پیشنهادی برای هر بار 15 دقیقه است. بیشتر از این مدت توصیه نمیشود چون موقع خروج بعلت ایسکمی (خواب رفتن پاها) ممکن است قادر به ایستادن نباشید و تعادلتان بهم بخورد. شش ساعت دیگر باقی است.

جبران کسر خواب:

این کار در بعضی اداره جات (بخصوص در مراکز تحقیقاتی- پژوهشی) رایجتر است و ممکن است همه جا مقدور نباشد. بهانه ای برای این کار لازم است (مثلاً پشت در بنویسید که بین ساعت ده و نیم تا یازده و نیم بعلت رسیدگی به پرونده ها، حسابرسی روزانه، مطالعه آنلاین، آنالیز آماری و نظایر آن) از پذیرفتن ارباب رجوع معذوریم. یک بالش کوچک در اتاقتان داشته باشید. یک ساعت خواب در وسط روز بر اساس نظریات دانشمندان ژاپنی موجب افزایش انرژی و انگیزه کار در کارکنان میشود و شما با این کار خود در حقیقت به کشور خودتان خدمت میکنید. تنها 5 ساعت دیگر برای برنامه ریزی باقی مانده.

حضور در نماز جماعت:

درست است که مجموع نماز ظهر و عصر شما در منزل شش دقیقه طول میکشد ولی بهتر است در اداره تمام مستحبات و مراحل را با دقت هر چه تمامتر انجام دهید. ده دقیقه قبل از شروع اذان احکام تخلی را به عمل آورده و وضو بگیرید و همزمان با شروع اذان از بلندگوی مسجد با سر و صدای فراوان وارد نمازخانه شوید. خود نمازها که دو تا روی هم 15 دقیقه طول میکشد. سایر مستحبات و تعقیبات و اگر سخنرانی هم بود (اعم از بین الصلاتین یا بعد از آنها) را از دست ندهید. مطمئن باشید 45 دقیقه از وقت خودتان را مدیریت کرده اید. حالا ماند 4 ساعت و 15 دقیقه دیگر.

ناهار شاهانه:

ناهار اداره هر چه باشد یا رایگان است یا ارزان و حیف است که آن را از دست بدهید. در کنار همکاران نشستن و پی دیگران را زدن،همچین طرح مسائل و مشکلات کاری و نیز صحبت در مورد فیش حقوق سایرین همراه با ناهار یک نوع مدیریت کیفی پروژه است. پزشکان معتقدند لقمه ها باید کامل جویده شوند. از چاشنیهای خانگی (ترشی) هم که به نوبت به اداره میبرید استفاده کنید. مجموع معطلی صف ناهار، میل کردن غذا و گپ دوستانه با 45 دقیقه زمان، مدت باقیمانده از وظایف شما در اداره را عملاً به سه ساعت و نیم تقلیل میدهد.

مراسم چای:

شما از صبح تا آخر وقت اداری قطعاً حداقل 8 فنجان چای در اتاق خودتان یا دیگران میل مینمایید، لیکن این مورد فرق میکند. چای بعد از ناهار را حتماً در حضور جمع همراه با شیرین کاری یکی از همکاران استثنائی و تفریحات سالم میل کنید. این کار برای سلامتی جسم و روح و هضم بهینه غذا بسیار مفید است. زمان پیش بینی شده برای این بخش از خدمات صادقانه شما حدوداً نیم ساعت است.

عصر انفجار اطلاعات:

شما یک کارشناس هستید (آنهم از نوع خبره یا ارشدش). آگاهی از آخرین پیشرفتهای علمی و مدیریتی امروزه برای فردی مثل شما از نان شب واجبتر است. روزانه حداقل یک ساعت به دنیای مجازی اینترنت بپیوندید. اطلاع از اینکه امسال جایزه اسکار به چه کسی تعلق گرفته، زمان قرعه کشی گرین کارت، آخرین پیشرفتها در مدلهای مو و لباس و جواهرات، تحولات صورت گرفته در زندگی زناشوئی هنرمندان در داخل و خارج کشور، همراه با اطلاع یافتن از مصوبات مجلس و دولت در مورد افزایش ضریبهای حقوقی یا بازنشستگی و مسائل مبتلابه دیگر از جمله مواردی است که یک کارشناس عالی باید از آنها مطلع باشد. ضمن این کار، شما با یک ساعت مدیریت زمان، مدت باقیمانده خدمات خود را به دو ساعت میرسانید. 

رسیدگی به سایر امور:

دو ساعت باقیمانده را میتوانید به سایر امور محوله بپردازید. برای جلوگیری از اطاله کلام فهرست اهم این امور به قرار زیر میباشد: مرتب کردن اتاق و میز کار، مراجعه حضوری به دفتر رئیس و دادن چند پیشنهاد برای افزایش بهره وری کارکنان، تماس با شرکت تعاونی و حسابداری و امور وام و بقیه قسمتهای مرتبط با شما، تماس تلفنی با تعدادی از دوستان و بستگان به قصد تألیف قلوب و صله ارحام، استفاده از امکانات رفاهی مؤسسه (نظیر نانوائی، سلمانی، خشکشوئی، بسته به مورد و در صورت وجود)، هماهنگی با منزل برای تأمین مایحتاج روزانه و...

مدیریت زمان در موارد خاص:

با برخی تمهیدات لازم میتوانید در موارد خاص از یک ساعت تا کل روز را طی یک برنامه (پکیج) یکجا مدیریت کنید. فهرستی از این اقدامات بقرار زیر میباشد:

1)شرکت در کلاسهای ICDL

2)صرف ناهار در منزل (حداقل پست لازم معاون مدیرکل... راننده ها مستثنی هستند)

3)استفاده از مرخصی استعلاجی (بویژه بین دو تعطیل)

4)استفاده از مأموریت اداری اعم از داخل یا خارج شهری

5)شرکت در مراسم کفن و دفن بستگان سایر همکاران تا درجه سوم

6)شرکت در کلیه مراسم فرهنگی که از سوی اداره ترتیب داده میشود (یک ساعت حضور + چند ساعت جیم)

7)ترک محل خدمت در صورت وقوع حوادث غیرمترقبه در منزل خود یا بستگان درجه یک (مانند فرو رفتن سوزن در دست کودک)

8)مرخصی ساعتی در اول یا آخر وقت اداری (و پاره کردن برگه مرخصی با هماهنگی مسئول ورود و خروج)

9)عدم حضور در محل کار بطور مطلق در صورت عدم حضور مافوق

الان آخر ماه است و این حق شماست که از رئیس خود 120 ساعت اضافه کاری مطالبه کنید. با اینهمه حسن تدبیر و سختکوشی شما، باید خیلی بی انصاف باشد که از تأمین این حداقل درخواست شما سر باز بزند.

 

به نقل از وبلاگ مدیریت و صنعت





نوع مطلب : طنز مدیریتی، 
برچسب ها :
سه شنبه 5 بهمن 1389 ::مدیر نویسنده : hater

این شعر گفته شده واسه ترم اول مدیریت صنعتی 89 ، ماهیت این شعر طنزه امیدوارم که اونای که اسمشون این تو اومده ناراحت نشن.به هر حال اگر ناراحت شدین به من بگین که بیت مربوطه رو حذف کنم.

شرح حال مدیریت 89/اولین نیم سال،وضعیت اوه

اول شروع کنیم با اساتید/که چطور مدیریت رنگ عزا دید

صلح جو و مدیریت اسلام/از درس نخوندیم حتی یک کلام

کتابش بود از مهدی نایه/خوابش رو دیدیم،هر از چندی یه سایه

وای مبانی و کلاس شیرین خدابخش/فکر میکرد ما هستیم تو دوران شیرین و سیاوش

خبر داشت از فناوری CD/توضیح داد چرخه تبدیل گاری به LED

ریاضیات و Mr کیانی/ سره کلاسش همه ساکت،مجسمه سیمانی

شیرین و فرهاد،خسرو و شیرین/بچه ها ای داد توی عشق میمیرین

اینو فکر نکنم از بچه ها احدی بشناسه/بابا احمدی روانشناسه

کلاسش خوب بود این اواخر/اسمش میمونه به عنوان یه استاد فاخر

حسابداری و رضازاده/اکتفا میکرد به مسائل ساده

همه رو حساب میکرد به شنگول/حرفای همه بد و حرفای ایشون گل

راستی کسی شناخت آذربایجانی رو/فقط ما دیدیم که می بست در رو

یه استاد بود که کمتر داشت حریمی/زبان خارجه و اعظم کریمی

بین کلاساش همش میداد Rest/بابا دمش گرم She بود Best

حالا بگیم یکم هم از بچه ها/ببینیم که کلاس بوده در چه حال

تافتون و سنگک و نون لواش/اه علی بربری بچه ها یواش

قزوین و دست های هرز/راستی چه خبر از مهدی کشاورز

یه پسر بی مخ بی پروا/محسن که بود کل ترم رو تو دعوا

این یکی بود توی ترکیب Fix/آره همون جعفر ماتریکس

مهرداد که داشت واسه هر بحث عقیده ای/راستی تا حالا اونو بدون کلاه دیده ای

حال بگیم یه چند بیتم از دخترا/یا به قول خودشون همون مخترا

جمع دار که همش میخندید/عذر میخوام میبخشید

کل ِ با استاد و باقرزاده/اگه قبول بشه هست آزاده

سیاست و جامعه و خانوم صفری/سر کلاس حاضر اما با هندسفری

 





نوع مطلب : طنز مدیریتی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مدیران نویسنده :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic